» اخبار » بررسی شکاف نابرابری در ساختار خانواده ایرانی
اخبار

بررسی شکاف نابرابری در ساختار خانواده ایرانی

اسفند ۴, ۱۴۰۴ زمان مطالعه: 15 دقیقه 3045

بررسی شکاف نابرابری در ساختار خانواده ایرانی: تضاد میان واقعیت اقتصادی و انتظارات فرهنگی در مورد زنان شاغل

گزارش‌های اقتصادی اخیر حاکی از افزایش سهم زنان در بازار کار و نقش آن‌ها در تأمین معاش خانواده است. با این حال، تغییر در معادلات «دخل و خرج» خانواده‌ها به طور مؤثری به بازتعریف نقش‌ها در حوزه «خرج و مسئولیت خانه» منجر نشده است. این مقاله به بررسی پدیده «شیفت دوم بی‌حقوق» و پیامدهای آن بر سلامت روان و روابط خانوادگی زنان شاغل ایرانی می‌پردازد.

۱. ظهور اقتصاد دو درآمدی و ماندگاری ساختارهای سنتی

علی‌رغم افزایش مشارکت اقتصادی زنان در سال‌های اخیر (نوسان حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد مشارکت در بازار کار رسمی)، ساختارهای فرهنگی سنتی در تقسیم وظایف خانگی همچنان پابرجا هستند. این امر، پارادوکس مهمی را ایجاد می‌کند: زن شاغل، حتی در قامت نان‌آور اصلی (همچون مورد سمیه، حسابدار با درآمد بیشتر از همسر)، اغلب مجبور است برای حفظ نظم سنتی، نارضایتی‌های خود را فروخورده و مشارکت مرد در امور خانه را در سطح «کمک» تعریف کند تا به برهم‌زننده نظم متهم نشود. این دوگانگی، نظم نانوشته‌ای را در خانه حاکم می‌کند که در آن، رئیس بودن اقتصادی مرد (در ظاهر) با واقعیت سهم بیشتر زن از هزینه‌های جاری (نظیر قسط یخچال) در تعارض است.

۲. شیفت دوم: بار مضاعف کار نامرئی و ذهنی

مریم، کارمند ۳۸ ساله، نمونه‌ای بارز از تجربه «شیفت دوم» است. پس از پایان ساعت کاری رسمی، او وارد مرحله‌ای نامرئی از کار می‌شود که شامل وظایف فیزیکی (پخت و پز، رسیدگی به امور منزل) و به طور حیاتی، بار ذهنی (Mental Load) مدیریت امور خانواده (برنامه‌ریزی، پیش‌بینی نیازها و پیگیری‌ها) است. این بار ذهنی، حتی در زمان استراحت ظاهری، مانع بازیابی انرژی شده و به فرسودگی مزمن منجر می‌شود. نادیده انگاشتن این سهم نامرئی، به عنوان یک کار بدون مزد، ریشه اصلی عدم تمایل مردان به پذیرش سهم برابر در مسئولیت‌ها باقی مانده است.

۳. تحلیل آماری نابرابری و نسبت‌های جهانی

داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که علی‌رغم افزایش نیاز به مشارکت اقتصادی، ساعات اختصاص یافته توسط زنان به امور مراقبتی و خانگی به مراتب بیشتر از مردان است. این وضعیت، به ویژه در میان ۱۲ تا ۱۳ درصد خانوارهای تحت سرپرستی زنان، تشدید شده و بار تأمین معاش و مراقبت را به طور کامل بر دوش آنان می‌گذارد. مقایسه با میانگین جهانی مشارکت اقتصادی زنان (حدود ۴۷ تا ۵۰ درصد)، فاصله ساختاری عمیق‌تری را در ایران آشکار می‌سازد.

۴. تحلیل جامعه‌شناختی: تعارض هنجارهای پذیرفته‌شده و سنتی

دکتر سجاد بهرامی، جامعه‌شناس، تأکید می‌کند که پذیرش اجتماعی حضور زنان در بازار کار، هنوز به پذیرش تغییر نقش‌ها در خانه نینجامیده است. نقش‌های جنسیتی سنتی به عنوان یک مانع فرهنگی، مشارکت واقعی مردان در کار مراقبتی را محدود می‌کند. تعاریف نادرست از «غیرت» و تلقی کار خانگی به عنوان فعالیتی فاقد ارزش اقتصادی، این چرخه نابرابری را برای نسل‌های بعدی تقویت می‌کند.

موانع ساختاری: علاوه بر موانع فرهنگی، کمبود سیاست‌های حمایتی مانند مرخصی والدینی برابر برای پدران و زیرساخت‌های مراقبتی ارزان‌قیمت، مشارکت فعال مردان را از نظر ساختاری دشوار می‌سازد.

۵. الزامات دستیابی به تعادل عادلانه

گذار از این وضعیت مستلزم یک پروژه چندبعدی است که در سه سطح باید پیگیری شود:

  • سطح فردی و خانوادگی: تبدیل «کمک» به «مسئولیت مشترک» از طریق مذاکره آگاهانه و انعطاف‌پذیری در تقسیم وظایف.
  • سطح سازمانی: نهادینه‌سازی ساعات کاری منعطف و ارائه تسهیلات حمایتی در محیط کار.
  • سطح کلان (فرهنگی و قانونی): استفاده از ظرفیت رسانه‌ها برای بازنمایی خانواده‌های مشارکتی، آموزش مهارت‌های زندگی غیرجنسیتی از کودکی، و حمایت قانونی برای برابری در مرخصی‌های والدینی.

نتیجه‌گیری:

دستیابی به تعادل نهایی، تنها با پذیرش این واقعیت میسر است که مسئولیت اقتصادی و خانگی یک بار واحد است که باید به طور عادلانه بین اعضای خانواده توزیع شود تا سلامت روان و کیفیت روابط خانوادگی حفظ گردد.

تهیه کننده خبر> ندا صنگوری

به این نوشته امتیاز بدهید!

امتیاز 4.00
خبرنگار لیگ

خبرنگار لیگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×
    ورود / عضویت